اعوذبالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
برخى گفتهاند «تأكيد آيات و روايات بر نهى از تفكر در چيستىِ ذات و صفات خداوند متعال، مخصوصِ مردم عامى و عقول ضعيفى است كه توانايىِ عقلانىِ كافى براى ورود به اين عرصۀ معرفتى را ندارند؛ اما اين نهى، شامل فيلسوفان و انديشمندان نمىشود و آنان مُجاز به تفكر در چگونگىِ ذات و صفات الهى هستند».
پاسخ
اولاً: در هيچ يك از اين آيات و روايات، هيچ قيد و قرينهاى وجود ندارد كه نشان دهد خطاب آنها فقط به مردم عامى است. مضمون اين متون وحيانى، چنان عام است كه همگان را (اعم از عامى و انديشمند) شامل مىشود. از اين رو مقيّد كردن اين متون به مردم عامى، خلاف نصّ صريح آنها و نوعى تفسير به رأى است.
ثانياً: از سويى، استدلالى كه در اين متون وحيانى براى اثبات مطلب به كار رفته است، استدلالى «عقلى» است و از اين رو براى عاقلان و انديشمندان هم معتبر و حجت است. از سوى ديگر، احاديث - كه نمونههايى اندك از آنها پيش از اين ذكر شد - اساساً «قوّۀ عقل» را ناتوان از كسب معرفت به ذات خداوند متعال معرفى كردهاند و هيچ فرقى هم بين عقلاء و ديگران نگذاشتهاند. همچنين، برخلاف ادعاى اشكالكنندگان، معصومان(ع) در برخى از روايات، صريحاً عاقلان و انديشمندان را مورد خطاب و نهى خود قرار دادهاند.
امام باقر(علیه السلام):
«کُلَّمَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِکُمْ في أَدَقِّ مَعَانيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ إِلَيْکُمْ وَلَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغَارَ تَتَوَهَّمُ أَنَّ لِلهِ تَعَالَی زَبَانِيَتَيْنِ فَإنَّ ذَلِكَ کَمَالُـها وَأَنَّ عَدَمَهُما نُقْصَانٌ لِـمَنْ لَا يَتَّصِفُ بِهِمَا وَهَکَذَا حَالُ الْعُقَلَاءِ فيمَا يَصِفُونَ اللهَ تَعَالَی».
امام باقر(علیه السلام) :
« تمام چيزهايى را كه شما به دقيقترين دقتهاى ذهنى از هم تمييز مىدهيد و تفكيك مىكنيد (و پس از تمييز و تفكيك ذهنى به خدا نسبت مىدهيد)، همه اينها مخلوقى است همانند خود شما و به شما برمىگردد (و نسبت مىيابد نه به خدا)، و چه بسا مورچۀ ريز هم تصورمىكند كه خداى متعال هم (مانند خود او) دو شاخك دارد، چرا كه اين شاخكها براى خود او كمال است و تصور مىكند كه نداشتنِ آنها براى كسى كه فاقد آنها است، نقص است. وضعيت عقلاء هم در صفاتى كه به خدا نسبت مىدهند، همين گونه (يعنى همانند كار آن مورچه در نسبت دادن شاخك خود به خدا) است.»
منبع حدیث:
کتاب شریف بحار الانوار ،تالیف آقای محمدباقر مجلسی (ره)، جلد ۶۶ ، صفحه ۲۹۳
در واقع اين حديثِ دقيق و عميق دلالت دارد بر اين كه حتى اگر آن ويژگىهاى خود را هم كه «كمال» محسوب مىكنيم به خداوند متعال نسبت دهيم، باز هم مستلزم تشبيه است، زيرا آن كيفيت و ويژگى، مخلوق خداوندمتعال است. همچنين بهوضوح، روى سخن در اين حديث با عاقلان و انديشمندان است نه مردم عامى، زيرا تمييز و تفكيك ويژگىهاى مخلوقات با دقيقترين دقتهاى ذهنى، كار متفكران است نه توده عامى، چرا كه آنان اصلاً نه توانايى چنين تحليلهاى عقلى و ذهنى را دارند و نه اساساً سر و كارى با اين گونه مباحث دقيق عقلى دارند. افزون بر اين عبارت پايانىِ حديث، بهروشنى، نه توصيف عوام الناس، بلكه توصيف عقلاء و انديشمندان از خداوند متعال - به معنايى كه در ابتداى حديث گفته شد، يعنى برگرفتنِ ويژگىِ خاصى از مخلوقات به عنوان كمال (مانند علم حضورى) و نسبت دادن آن را به خداوند متعال - را مردود مىداند.
منبع: کتاب توحید در قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام،تالیف آقای علی افضلی ،انتشارات الکترونیکی دانشگاه قرآن کریم و حدیث
والعاقبه للمتقین
التماس دعا
یا مهدی
موضوعات مرتبط: نقد کلام،فلسفه و عرفان
برچسبها: علی افضلی

