حكمت

ایمان افاضه می شود نه اکتساب با استدلال

سرباز حضرت ولی عصر (عج)
حكمت

ایمان افاضه می شود نه اکتساب با استدلال

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام علیکم 

ایمان وقتی در قلب آمد (اصل ایمان آن حد قلبی است و آن تولی و تبری قلبی است) در قوای انسان جاری می شود. یعنی چشم انسان می شود چشم مومن و متقی. یعنی شعاع امام در قلبش آمده و بسط پیدا کرده و او را شیعه کرده است. پس امام در او اشاعه پیدا می کند و بسط وجود امام در اوست و قوایش ملحق به امام می شود و البته خودش هم تابع و شعاع امام می شود. حال اگر شعاع امام در قلب آمد حتی در ضعیف ترین مرتبه، حتما این شعاع به همه قوای انسان سرایت می کند و آنها را نورانی می کند. وقتی هم این قوای نورانی بیاید، حتی اگر هم بلغزد اصرار بر این لغزش ندارد. پس ممکن است در درجات پایین بلغزد زیرا هنوز به مرحله عصمت بخاطر اعتصام به امام نرسیده است و همه قوایش معتصم نشده است. ممکن است فکرش، زبانش یا چشمش بلغزد، اما فوراً استغفار می کند و نسبت با آن خطایی که از او سرزده تدارک می کند.

پس در باب تشیع وقتی حداقل ایمان که این صفات و آثار و برکات برایش ذکر شده در انسان آمد، این ویژگی ها و خواص در انسان بوجود می آید. همین ایمان حداقلی هم یک سرمایه بسیار گران قیمتی است. حتی ممکن است که به حسب ظاهر وراثتی باشد. این ایمان اصلاً وراثتی نیست. ما عوالمی را پشت سر گذاشته ایم تا به دنیا آمده ایم. و در آن عوالم عهدهای مان را بسته ایم و یک دفعه وارد میدان نشده ایم. حتی این که ما از چه نسلی به دنیا بیاییم، در چه فضای اجتماعی ظهور و حضور پیدا کنیم، تابع عوالم قبل است. مانند ظهور ما در قیامت که تابع ظهور ما در این دنیاست. قرآن می فرماید «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(سوره مبارکه اسراء/ آیه شریفه ۷۱) جمعیت ها را با امام شان صدا می زنند و با او محشور می شوند و دور او هم محشور می شوند. پس همان طور که قیامت تابع این دنیاست، و ما دنبال هر امامی باشیم، در قیامت با آن امام میاییم، ظهورمان در دنیا نیز همین طور است. اگر ما دنبال یک امامی بودیم، در جامعه او ظهور پیدا می کنیم و از نسل شیعیان او و در دوران او به دنیا می آییم. این طور نیست که اگر کسی در دوران نبی اکرم(ص) به دنیا بیاید تصادفی باشد، یا اینکه کسی جزو محبین باشد تصادفی باشد.

پس این طور نیست که اینها وراثتی باشد و این که بعضی ها راحت برای این که ارزش ایمان را بزنند می گویند این ها وراثتی است و باید با استدلال به دست بیاید. خیال می کنند که استدلال معجزه می کند. این ایمان شهودی است و از عوالم قبل آمده است و در آن شهود بوده تکلیف و امتحان و فهم بوده. این چه ربطی به استدلال دارد؟! نمی گویم نباید به دنبال استدلال برویم و ایمان خود را مدلل کنیم، نباید در مقابل شیطان و مجادلات نفس به استدلال و برهان رو آوریم و این مجادلات را دفع کنیم. این ها حتما باید باشد. اما خیال نکنید ایمان با این مجادلات درست می شود. این برهان ها برای مجادله با نفس و شیطان است. ایمان از عوالم قبل با شهود، عهد و تکلیف و بارهای سنگین درست شده است. کما این که این دنیا هم همین گونه است که «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقين»( سوره مبارکه حجر/ آیه شریفه ۹۹) معنای ظاهری آیه این است که یقین بعد از عبودیت به سراغ انسان می آید. این طور نیست که از اول به انسان یقین را بدهند. استدلال یقین درست نمی کند. استدلال یک طرف را تسلیم می کند برای اینکه انسان حرکت کند وگرنه یقین که با استدلال درست نمی شود.

عده ای استدلال را محور اصلی قرار می دهند، که به نظرم به یونان بر می گردد و این اندیشه ارسطویی است و انسان شناسی ارسطویی در آن اصل است، که اصل انسان را به استدلال بر می گرداند و خیال می کند که همه چیز با استدلال درست می شود. خیر. رکن اصلی ایمان، شهود و عهد و فطرت است. البته استدلال هم در جای خود محترم است و مکمل این ایمان است و نواقص آن را رفع می کند. پس اینکه این ایمان وراثتی است و به درد نمی خورد، حرف غلطی است. چه کسی گفته وراثتی است؟ به درد نمی خورد یعنی چه؟ ما این ایمان را از عالم قبلی آورده ایم و کلی با امام مان با خدایمان عهد و میثاق بسته ایم، تا ما را از این مجرا در عالم آوردند، در این زمان و در این نسل و در این فضای فرهنگی قرار داده اند. همه اینها حساب شده است و مزد کار ماست. البته تفضل است. پس ما ارزش استدلال را پایین نمی آوریم ولی ارزش ایمان خیلی از استدلال بالاتر است. این از شبهات شیطانی دوران ماست که می گویند این ایمان را کنار بگذار و وارد وادی شک بشو. بعد بیا و... و بعد هم کلی مباحث معرفت شناسی حول آن درست می کنند. این خیلی روش غلطی است. ایمان ما محترم است و باید با شیطان مقابله کنیم که این ایمان را از ما نگیرند و راه مقابله با آن هم فقط برهان نیست.

این معنا در روایت هست که فردی نزد امام آمد و گفت «هلکت» امام فرمود: می دانم چیست. شیطان تو را گیر انداخته است و می گوید عالم را خدا آفریده. چه کسی خدا را آفریده است؟ گفت: بله مرا گیر انداخته. حضرت فرمودند همین که مضطرب ونگران هستی نشانه ایمان توست و اگر که شیطان ایمان تو را ربوده بود، دیگر نگران نبودی و شک در خدا می کردی و راحت بودی. همین که شیطان هنگامی که می خواهد پایه ایمان تو را متزلزل کند مضطرب می شوی، نشانه ایمان توست. دوم این که راه مقابله آن هم ذکر است و وقتی سراغت آمد بگو «لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» و البته ذکر او متناسب با خودش بود. می گوید از این به بعد هر وقت این ذکر را می گفتم دیگر تمام می شد.

 سرمایه ایمان یک سرمایه ازلی است نمی توانیم آن را به راحتی از دست بدهیم و با استدلال آن را بچینیم. مگر می شود انسان کاخی را که با عهد و شهود و تکلیف برداشته است ویرانش کند و با استدلال آن را بنا کند. در ضمن اگر شیطان ایمان را ببرد در استدلال شما هم نفوذ می کند. اگر انسان ایمانش را محکم نگه دارد استدلالش هم درست می شود. 

منبع: 

آقای محمد مهدی میرباقری،برنامه سمت خدا به تاریخ  ۲۶ مرداد ماه سال ۹۲

والعاقبه للمتقین 

التماس دعا 

یا مهدی


موضوعات مرتبط: نقد کلام،فلسفه و عرفان
برچسب‌ها: محمد مهدی میرباقری

تاريخ : جمعه نوزدهم بهمن ۱۳۹۷ | 5:21 | نویسنده : سرباز حضرت ولی عصر (عج) |
.: Weblog Themes By Mahskin.ir:.