اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
عجز از معرفت صانع متعال با نور علم و عقل
عدم تلازم اثبات صانع با معرفت او
اگر عاقلي به نور عقل خويش دريابد كه مصنوعات بدون صانع نيستند و بايد صانعي در كار باشد، در اين صورت به مرحله ي «اثبات صانع» رسیده است. لازمه ي عقلي اثبات صانع، «معرفت» عاقل نسبت به او نيست. ممكن است انسان دريابد كه كار به مصنوعات و آن چه شبيهِ آن هاست، ختم نمي شود و «بايد» موجودي كه شبيه به مصنوعات نيست، باشد تا «به» او همه ي مصنوعات محقّق گردند؛ اما در عين حال هيچ كشفي از آن موجودِ بي شباهت با مصنوعات نداشته باشد. ما از آن ذاتِ غير شبيه به مصنوعات، تعبير به «صانُع» يا «صانُع ما» ميكنيم؛ يعني «صانعي» و مقصودمان نكره بودن آن است؛ يعني آن ذات براي ما معروف و شناخته شده نيست، بلكه غيرمعروف و ناشناخته است. علّتِ به كارگيري تعبير نكره همين است كه در مرحله ي اثبات صانع و تا جايي كه به نور عقل كشف ميكنيم، به خود صانع و اين كه صانع كيست (مَنِ الصّانع) علم نداريم، اما نكته اين است كه نداشتن اين معرفت، مانعي در راه علم ما به وجود صانع (اثبات صانع) نيست. به بيان ديگر، لازمه ي تحقّق اثبات صانع (به نور عقل) معرفت نسبت به او نمي باشد. محال بودن معرفت علمي (و عقلي) به صانع متعال معرفت علمي و عقلي يعني چيزي را به نور يا عقل بشناسيم. در مورد صانع متعال ميتوانيم ادعا كنيم كه محال است با اين انوار شناخته شود. اين محال بودن به خاطر عدم شباهتِ ميان مصنوعات و صانع آن هاست. اگر واقعاً هيچ شباهتي بين آنها وجود نداشته باشد، نبايد در «مشكوفيّت به نور علم يا عقل» مشترك باشند. اين انوار، خود، مخلوقاني هستند كه صانع متعال براي شناخت مخلوقاتش آنها را خلق كرده است، چگونه امكان دارد چيزي كه خود صانع متعال محكوم و محدود خودش جاري شود؟ به تعبير ديگر، چگونه ممكن است صانع متعال محكوم محدود به چيزي شود كه خود، آن را آفريده است؟ فرمايش امام هشتم (ع) را در همين خصوص به ياد ميآوريم كه فرمودند: كَيفَ يَجري علَيهِ ما هُوَ أجراهُ. چگونه ممكن است چيزي كه خود (صانع) جاري ساخته، بر خودش جاري گردد؟ اين فرمايش امام رضا (ع) به صورت تذكّر عقلي و در قالب استفهام انكاري بيان شده و در مقام بيانِ علّت براي اين قاعده ي كلّي مطرح گرديده كه: كُلُّ ما في الخَلقِ لا يُوجَدُ في خالِقِه و كُلُّ ما يُمكِنُ فيهِ يَمتَنِعُ مِن صانِعِه. هر چه در مخلوقات است، در خالق آنها يافت نمي شود و هر چه در مخلوقات امكان پذير است، در حقّ صانع آنها مُحال است. قاعده ي كلي هما تباين و عدم شباهت ميان صانع و مصنوع است كه عقل آن را كشف مينمايد. همه ي آنچه در ميان مخلوقات جاري است، مصنوع صانع متعال ميباشد و عقلاً محال است كه صانعي محكوم مصنوعِ خودش باشد. پس معرفت به صانع متعال با نور علم و عقل مُحال است.
اقرار به عجز از معرفت صانع: آخرين حدّ تنبّه عاقل نسبت به او
با توضيحاتي كه گذشت، ميتوانيم اين حقيقت را تصديق نماييم كه بالاترين درجه ي تنبّه عقلي نسبت به صانع متعال، اقرار و اعتراف به اين است كه او را با نور عقل و علم نمي توان شناخت. نكته ي لطيف بحث، همين اقرار و اعتراف به عجز از معرفتِ اوست. عاقل به اين ناتواني اذعان مينمايد. در واقع كسي كه به عجز خويش از معرفت عقلي (و به طور كلّي علمي) نسبت به صانع پي نبرده، هنوز به بالاترين درجه ي تنبّه عقليِ خود نرسيده است. چنين فردي با تذكّرِ ديگر عاقلان ميتواند متذكّر قاعده ي كلّي تباين ميان خالق و مخلوق گردد و اين گونه به بركت نور عقلش، تشبيه صانع را به مصنوعات ناروا و قبيح بداند و از همين طريق، ناتوانيِ خويش را از معرفتِ صانع متعال (به نور علم و عقل) وجدان نمايد. در اين صورت به بالاترين درجه ي كشف عقلاني در مورد خالق اشيا نايل ميگردد.
تنبّه به عجز از معرفت: تنها وسيله براي قرار گرفتن در مسير صحيح معرفت
نكته ي زيبا در اين جا اين است كه تا عاقل به اين درجه از تنبّه عقلاني نايل نشود، راهي به سوي معرفت واقعي نسبت به صانع متعال (كه به وساطت نور علم و عقل نيست) پيدا نمي كند. تا وقتي كسي تصوّر نمايد كه ميتواند معرفت علمي و عقلي به خالق اشيا پيدا كند، همين تصوّر نادرست، حجابي خواهد شد كه مانع او از رسيدن به معرفت حقيقيِ صانع متعال است. به تعبير ديگر، كسي كه گرفتار اين تصوّر باطل شده،ناخودآگاه ميخواهد همان گونه كه مصنوعات را ميشناسد، به صانعِ آنها هم معرفت پيدا كند و لذا احكام معرفتِ مخلوقات را به خالقِ آنها هم سرايت ميدهد. اين گونه گرفتار تشبيه باطل ميشود و به جاي صانع متعال، مصنوعي را تصوّر مينمايد كه به غلط، آن را غير مصنوع ميپندارد. همين پندار نادرست جاي معرفتِ صحيح او را ميگيرد و با عث ميگردد كه در شناختِ حقيقي صانع متعال به گم راهي بيفتد و طريق صحيح آن را گم كند. اين است سرّ فرمايش گهربار امام العارفين حضرت زين العابدين (ع) كه در مناجات العارفين به درگاه ربوبي عرضه ميدارند: إلهي... لم تَجلَل لِلخَلقِ طريقاً إلي مَعرِفَتِكَ إلّا بِالعَجزِ عَن مَعرِفَتِكَ. خدايا!... راهي به سوي معرفت خود جز از طريق (اقرار) ناتواني نسبت به معرفت خود قرار نداده اي. در اين دعاي بسيار عميق، عجز از معرفت تنها سبب و وسيله به سوي معرفت صانع متعال دانسته شده است. تعبيري كه امام سجاد (ع) به كار برده اند، «بالعجز» است. به «باء» سببيّت در اين عبارت توجه شود. نفرموده اند كه تنها راه به سوي معرفت، عجز از معرفت است. صِرف اقرار و اعتراف به ناتواني از معرفت، راه معرفت نيست؛ بلكه وسيله و سبب به سوي طريق معرفت است؛ يعني اگر كسي به اين درجه از تنبّه عقلاني برسد كه نمي تواند معرفت علمي و عقلي به صانع متعال پيدا كند، تازه در مسيري قرار ميگيرد كه ميتواند به معرفت صحيح و واقعي نايل گردد. در غير اين صورت – يعني اگر به ناتواني خود پي نبرد – اصلاً در طريق معرفت قرار نمي گيرد و به گم راهي ميافتد. به تعبير ديگر، ميتوان گفت: تنبه عقلي به عجز از معرفت، مانعِ اصلي براي رسيدن به معرفت را از سرِ راه برمي دارد. مانع اصلي در طريق معرفت، تصوّر و توهم تشبيه (بين صانع و مصنوعات) است كه تنها با رفع آن، راه براي معرفت صحيح باز ميشود و اقرار به عجز از معرفت دقيقاً همين كارآيي را دارد و لذا نقش كليدي و منحصر به فرد براي قرار دادن انسان در مسير معرفت صحيح دارد. به همين جهت است كه امام سجّاد (ع) در دعاي خود، راه پيدا كردن معرفت را در تنبّه عقلاني به ناتواني از معرفت، منحصر دانسته اند. لذا طالبانِ معرفت، راهي جز برداشتن اين قدم براي نيل به مقصود خود ندارند.
منبع: کتاب شریف توحید جلد دوم ، معرفت صانع و احکام و آثار آن، تالیف آقای محمد بنی هاشمی ، انتشارات منیر
والعاقبه للمتقین
التماس دعا
یا مهدی
موضوعات مرتبط: نقد کلام،فلسفه و عرفان
برچسبها: محمد بنی هاشمی

