اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
در كلمات بعضي از علماي بزرگ شيعه، اشارههايي يافت ميشود كه نشان ميدهد بهره وري از امام غايب عليه السلام، منحصر به صورت عادي و متداول آن نیست.بلكه براي افراد خاصي كه در رده های بالاي ايمان و معرفت به ايشان هستند، شكلهاي ويژه اي از بهره مندي وجود دارد كه عموم افراد عادي از آنها محروم ميباشند. يكي از اين بزرگان عالم بزرگوار شيعه، مرحوم سيد بن طاووس است كه شدت ارادت و عمق معرفتش نسبت به امام عصر عليه السلام بر همگان آشكار ميباشد. ايشان در ضمن سفارشهايي به فرزندش، در خصوص حضرت مهدي عليه السلام ميفرمايد: اي فرزندم محمد! از اموري كه به تو گوشزد ميكنم – خداوند عقل و قلب تو را از تصديق اهل صدق و توفيق شناخت حق پر كند – اين است كه خداوند بر حسب قدرت و رحمت خويش، پاسخ مولايمان مهدي صلوات الله و سلامه عليه را به تو ميشناساند. يكي از اين راهها حديثي است كه محمد بن يعقوب كليني در كتاب «الرسائل» نقل فرموده – از فردي كه او را نام ميبرد – ميگويد: شخصي در نامه خود به امام هادي عليه السلام چنين نوشت: همانا انسان دوست دارد آن گونه كه با خداي خود راز و نياز ميكند با امامش راز و نياز داشته باشد (چه كار بايد بكند؟ ) حضرت در پاسخ چنين مرقوم فرمودند: ان كانت لك حاجة فحرك شفتيك فان الجواب ياتيك. اگر حاجتي داري، لبهايت را باز كن، جواب به تو ميرسد. طريق ديگر حديثي است كه راوندي در كتاب «الخرائج» از محمد بن فرج روايت نموده كه: حضرت علي بن محمد عليهما السلام به من فرمودند:
«ان اردت ان تسال مسألة فاكتبها وضع الكتاب تحت مصلاك ودعه ساعة ثم اخرجه و انظر فيه.
هرگاه پرسشي داشتي، آن را بنويس و زير سجاده نماز خود قرار بده و مدتي صبر كن، سپس آن را بيرون آور و در آن بنگر. »
(محمد بن فرج) ميگويد: همين كار را انجام دادم و پاسخ سؤال خود را با خط حضرت در آن يافتم. (اي فرزندم! ) من به همين مقدار براي بيدار نمودن تو اكتفا كردم و راه به سوي امام تو باز است، براي كسي كه خداوند بخواهد عنايت و احسان كامل خود را شامل حالش بگرداندن.
اختصاص اين راه به خواص
آن چه مرحوم سيد در اين عبارات فرموده اند، براي عموم افراد در زمان غيبت امام زمان عليه السلام عملي نمي باشد. همان طور كه تشرف خدمت امام عليه السلام و ديدار با ايشان، عنايت و رحمت خاص خداوند را ميطلبد، اين گونه سر و سِر داشتن با امام عصر عليه السلام نيز در شأن و منزلت هر دوستدار اهل بيت عليهم السلام نيست. ادعا داشتن بدون عمل و ارتباط صرفاً عاطفي داشتن با امام عليه السلام انسان را شايسته رسيدن به اين مقام نمي كند. راه درك اين فيوضات، چيزي جز عمل به تك تك دستورات ائمه عليهم السلام و كسب رضاي الهي از اين طريق نيست. نيل به اين منزلت جز با عمل به وظيفه، ميسر و ممكن نمي گردد. افتتاح طريق به سوي آن حضرت، درجه اي است كه نصيب هر مدعي بي جايي و هر مفتي بي پايي و هر مرشد بي سر و پايي نخواهد بود. خيليها مدعي محبت و ارادت به امام زمان عليه السلام و راه يافتن به بارگاه ايشان هستند، ولي مهم اين است كه خود حضرت اين ادعاي ايشان را قبول فرمايد، كه گاهي چنين نيست. در عمل معلوم ميشود كه مدعي راستين محبت و معرفت امام عصر عليه السلام چه كسي است. همان طور كه با جاري شدن اشك، تفاوت بين كسي كه ميگريد يا خود را به گريستن ميزند، روشن ميشود.
پس تو اي بيچاره! اگر باور داري اين مقامات و كلمات را، پس چه وقت، خود را به اين درجه خواهي رسانيد و چه هنگام، تحصيل اين مقام را خواهي نمود؟
سير و سلوك خواص امام زمان عليه السلام
در اين جا ميخواهيم اشاره اي اجمالي به سيره و سلوكي داشته باشيم كه ميتواند دوستدار امام زمان عليه السلام را به اين درجه و مقام برساند. به نظر ميرسد بهترين نسخه عملي براي تحقق اين مقصود، در تكاليف ۵۵ كتاب مرحوم صدر الاسلام همداني، ذكر شده است. ميفرمايد: از جمله تكاليف انام در غيبت امام (عليه الصلاة و السلام) به سيره و سلوك و طريق امام عصر (عج) راه رفتن و ترك بعضي حالات و سيره ابناء دنيا را كردن است. و چون به فرموده ائمه عليهم السلام:
«حب الدنيا الرأس كل خطيئة.
دوست داشتن دنيا رأس هر خطا و لغزشي است.»
تمام لغزشها و كمبودها ريشه در دنيا دوستي دارد و تا اين آفت ريشه كن نشود، هيچ كس به جايي نمي رسد.
وقتي از حضرت زين العابدين عليه السلام پرسيدند: «كدام عمل نزد خداي عزوجل با فضيلت تر است؟ » ايشان فرمودند:
«ما من عمل بعد معرفة الله جل و عز و معرفة رسوله افضل من بغض الدنيا.
پس از معرفت خداي عزوجل و معرفت پيامبرش (كه لازمه اينها معرفت امام عليهما السلام نيز هست) هيچ عملي با فضيلت تر از بغض و تنفر نسبت به دنيا نيست.»
بنابراين كسي كه ميخواهند به درجه بالاي بهره وري از وجود مقدس امام عصر عليه السلام در زمان غيبت برسند، بايد به همين تكليف مورد نظر، جامه عمل بپوشانند.
حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله رو به اسامة بن زيد فرمود و بيان فرمود كه:
«اي اسامه! ملازم طريق حق باش و حذر كن از احتياج داشتن به غير و از آرايش خواهشهاي دنيا و خوشي به نعمتهاي او و هميشه فرحناك بودن در او و طلب زيادتي عيش او. »
پس اسامه گفت: يا رسول الله صلي الله عليه و آله چه چيز است، آسانترين چيزي كه راه حق را به سبب او قطع توان كرد؟
فرمود: «شب بيداري دائم، و تشنه بودن در روزهاي گرم به سبب روزه داري، و باز داشتن نفس از خواهشهاي نفساني، و ترك پيروي هوي و هوس شيطاني و دوري كردن از اهل دنياي فاني... آگاه باشيد كه قيامت قائم نمي شود تا آن كه دشمني كنند مردم با كسي كه اطاعت خدا كند و دوست بدارند كسي را كه بر خدا عاصي شود. »
عمر گفت: يا رسول الله صلي الله عليه و آله! مردم در چنين روزي بر دين اسلام خواهند بود؟
فرمود: «كجا است اسلام در چنين روزي اي عمر؟! اسلام در چنين روزي مثل غريبي است كه رانده شده باشد از شهر و ديار خود، در اين روز برطرف ميشود اسلام و باقي نمي ماند از او مگر نامي، و ناپديد ميشود در او قرآن و باقي نمي ماند از او مگر نشاني.»
پس عمر گفت: بار رسول الله صلي الله عليه و آله! به چه سبب تكذيب ميكنند كسي را كه اطاعت خدا ميكند؟
فرمودند:« اي عمر! واگذاشته اند در آن وقت مردم، راه حق را و ميل كرده اند به جانب دنيا و ترك كرده اند آخرت را، و ميخورند چيزهاي بسيار خوب و ميپوشند لباسهاي فاخر و خدمت ايشان ميكنند غلامان فارس و روم. پس ايشان غذاي خود سازند، طعامهاي خوب و شرابهاي خوب لذيذ و بويهاي خوش به كار برند و بناهاي بلند مرتفع و خانههاي زرنگار بسازند، و به مردم نمايند مجالس را و خود را آراسته كنند مردان ايشان هم چنان كه آراسته كند زن خود را براي شوهر، و زنان خود را آراسته كنند به زيورها و جامه ها، و زي ايشان زي پادشاهان متكبر باشد و مباهات و تفاخر كنند با يكديگر به جاه و لباس. و دوستان خدا، لباس ايشان عبا باشد. . و رنگهاي ايشان شكسته از بيداري شب، و پشتهاي ايشان خم است از ايستادن به نماز، و شكمهاي ايشان به پشتشان چسبيده از بسياري روزه گرفتن، و مشغول كنند خود را از مايسواي باري، و بكشند نفسهاي خود را به تشنگي از براي طلب رضاي الهي و شوق به ثوابهاي نامتناهي و خوف از عذابهاي دردناك جهنم. پس هرگاه يكي از ايشان تكلم كند به حق و دم زند به راستي، به او گويند كه خاموش باش! تو رفيق شيطاني و سركرده گمراهاني، و تأويل كنند كلام خداي تعالي را بر خلاف تأويلش و بگويند – در جواب اين كه چرا به زيورها و لباسهاي فاخر خود را مزين ميگردانيد و طعامهاي لذيذ را ميخوريد؟: مَنْ حَرَّ مَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَ جَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّ زْقِ يعني: «كيست كه حرام گردانيده است زينتهايي را كه خدا به جهت بندگان خدا آفريده است و هم چنين طعامهاي پاك و پاكيزه را؟ » بدان اي اسامه! كه منزلت كسي بزرگتر است و مقام كسي از همه كس گرامي تر است كه در دنيا اندوه او بسيار باشد از براي رضاي خداف اين جماعتند نيكان و متقيان و خوبان، اگر حاضر باشند ايشان را كسي نشناسد و اگر غايب شوند كسي طلب ايشان نكند. اي اسامه! اين جماعت را ميشناسند، بقعهها و گوشههاي زمين و ميگريند براي ايشان، هرگاه نيابند ايشان را محرابها. پس بگير ايشان را براي خود گنجي و ذخيره اي، شايد كه نجات يابي به سبب ايشان از سختيهاي دنيا و هولها و ترسهاي روز قيامت، و بپرهيز از اين كه واگذاري طريقي را كه ايشان در آنند و بر آن ثابتند، كه ميلغزد قدمت و سرنگون در آتش ميافتي. و بپرهيز اي اسامه! كه از جماعتي باشي كه ميگويند: «شنيديم» و نمي شنوند.»
اين حديث شريف راه و روش عمل به رضاي خداوند را به روشني توضيح ميدهد و ما همه آن را در اين جا نقل نكرديم چون هدف از مطالعه آن صرفاً دانستن مطلب نيست و عمل به محتواي آن نيز احتياج به معرفت عميق و عزم و اراده جدي دارد كه معلوم نيست در اكثر دوستداران امام عصر عليه السلام موجود باشد. از همين بخشي كه نقل شد، ميتوان فهميد كه ادعاي محبت و ارادت شديد به آن عزيز غايب از ديدگان – در حدي كه مرحوم سيد بن طاووس در كشف المحجة فرموده – براي بسياري يك ادعاي گزاف و بيهوده است، چون نشانه عمل به سيره و سلوك ائمه عليهم السلام در آنها به چشم نمي خورد. آري تنها كساني كه بتوانند به فضل و عنايت الهي در برابر شهوات خود كف نفس كنند و خود را از پيروي هواي نفس و اهل دنيا باز دارند، جرأت خواهند داشت كه چون مرحوم سيد بن طاووس ادعا كنند. «الطريق مفتوحة الي امامك عليه السلام».
منبع: کتاب شریف غیبت امام عصر (عج) ، سلسه حلقات مهدویت، تالیف آقای بنی هاشمی، انتشارات منیر
والعاقبه للمتقین
التماس دعا
یا مهدی
موضوعات مرتبط: سیر و سلوک ، مهدویت
برچسبها: محمد بنی هاشمی

